ارتفاع ( Altitude ) : ارتفاع ، بلندي يك ناحيه است كه از سطح تراز دريا اندازه گرفته مي شود.
دايره قطبي ( Antarctic ) : دايره قطبي ، تصوير دايره اي از قطب جنوب در عرض 30  66 جنوبي است .
آنالما ( Analemma ) : آنالما يك تصوير به شكل 8 است كه انحراف خورشيد ( زاويه اي كه خورشيد با استوا مي سازد ) را براي هر روز سال نشان ميدهد . اگر يك عكس فوري را در هر روز در يك زمان معين ( از همان مكان ) از خورشيد بگيريد . در طي يكسال خورشيد يك شكل آنالما را درست خواهد كرد . دليل آن اين است كه زمين از محور خود انحراف داشته و مدار آن به دور خورشيد يك دايره كامل نيست .
آنتي پود ( Antipodes ) : آنتي پودها يك جفت نقطه هستند كه در دو سوي مخالف يك سياره قرار گرفته اند ( مثل قطب شمال و جنوب ) .
 
مجمع الجزاير ( Archipelago ) : مجمع الجزاير مجموعه اي يا زنجيري از جزيره هستند كه با همديگر در دريا يا اقيانوس قرار دارند .
دايره قطبي شمال ( Arctic circle ) : دايره قطبي شمال يك دايره فرضي در عرض 30  66 شمال در اطراف قطب شمال است .
آتول ( Atoll ) : آتول يك حلقه ( يا بخشي از حلقه ) از مرجانهاست كه تشكيل جزايري را در دريا يا اقيانوس مي دهند .

آزيموت ( Azimuth ) : آزيموت زاويه اي است كه يك خط در جهت ساعتگرد با نصف النهار         ( يك خط طولي ) مي سازد .
نقشه باثيمتر ( Bathymetric ) : يك نقشه باسيمتر ، نقشه اي از حجمي از آب بدون كنتورهاي عمق ( كه ايزوباس ناميده مي شوند ) است .
تنگه ( bay ) : تنگه ، آبي است كه از چند جهت توسط خشكي احاطه شده است ( و معمولاً كوچكتر از خليج است ) .
بات ( Butte ) : يك بات سنگ هاي مسطح روي همديگر هستند كه به شكل تپه اي با شيب هاي تند هستند .
كانال ( Canal ) : يك آبراه ساخته دست بشر است كه براي حمل و نقل يا آبياري حفر مي شود .
كانيون ( Canyon ) : كانيون ، دره عميقي با ديواره هاي با شيب تند است كه اغلب توسط رودخانه در زمين حفر مي شود .
دماغه ( Cape ) : يك نقطه از خشكي است كه به داخل دريا ، اقيانوس ، درياچه يا رودخانه پيش رفته است .
نقشه كش ( Cartographer ) : كسي است كه نقشه مي كشد .
كارتوگرافي ( Cartography ) : مطالعه و رسم نقشه را كارتوگرافي مي گويند .
غار ( Cave ) : غار يك گودال بزرگ در زمين و يا در تپه يا كوه است .
نصف النهار مركزي ( Central Meridian ) : نصف النهار مركزي ، نصف النهاري است كه از مركز تصوير مي گذرد ، كه اغلب بصورت يك خط مستقيم است كه محور تقارن تصوير است .
تونل ( Channel ) : يك راه آب باريك است كه دو حجم آب را به هم متصل مي كند ( مثل تونل انگلستان همچنين تونل بخشي از رودخانه يا لنگرگاه است كه عمق آن براي كشتيراني كافي است .
صخره ( Cliff ) : صخره سطح با شيب تند سنگ و خاك است .
قطب نما ( Compass ) : يك قطب نما دستگاهي است كه هميشه شمال را نشان مي دهد و براي جهت يابي استفاده مي شود .
رز كمپاس ( Compass Rose ) : رز كمپاس براي نشان دادن جهت روي نقشه است و شمال ، جنوب ، ‌غرب ، شرق و بعضي جهت هاي بينا بين آنها را روي نقشه نشان مي دهد .
تصويرسازي مخروطي ( Conic Projection ) : تصوير مخروطي يك نوع نقشه به اين صورت است كه يك مخروط به دور كره اي پيچيده شده و جزئيات روي كره بر روي سطح مخروط تصوير مي شود . سپس مخروط را بصورت يك سطح صاف باز مي كنند .
قاره ( Condtinent ) : خشكي هاي روي زمين به قاره ها تقسيم مي شوند . هفت قاره امروزه شامل: آفريقا ، قطب جنوب ، آسيا ، استراليا ، اروپا ، آمريكاي شمالي و آمريكاي جنوبي .
كنتور ( Contour )‌ : كنتور خطي روي نقشه توپوگرافي است كه نقاط هم ارتفاع را به هم متصل مي كند .
خليج ( Cove ) : يك خليج كوچك نعلي شكل از آب در ساحل است ، اين آب توسط            خشكي هايي كه از سنگ هاي سست تشكيل شده اند احاطه شده است .
تصويرسازي استوانه اي ( Cylindrical Project ) : يك تصوير استوانه اي نوعي نقشه است كه از پيچيده شدن استوانه اي به دور كره و تصوير كردن جزئيات كره بر روي سطح استوانه درست مي شود . سپس استوانه را به صورت سطح صاف باز كرده و بصورت نقشه مستطيل در مي آيد . نقشه هاي مستطيل بيشترين انحراف را در نواحي قطبي دارند .
( علت آن است كه در اندازه ناحيه قطبي در روي نقشه اغراق زيادي شده است )
درجه ( Degree ) : درجه واحد اندازه گيري است كه بصورت 0 نوشته مي شود . يك دايره 360 درجه است .
هر درجه 60 دقيقه است كه با سمبل / نشان داده مي شود . براي مثال ده و نيم درجه بصورت /30  0 10 نوشته مي شود .
دلتا ( delta ) : دلتا يك زمين پست و مرطوب است كه در دهانه رود تشكيل مي شود . و از سيلت ، ماسه و سنگ هاي كوچك كه توسط رودخانه به پائين دست رودخانه آورده شده تشكيل مي شود . دلتا اغلب اوقات ( نه هميشه ) بصورت يك مثلث است ( به همين دليل دلتا ناميده        مي شود .  دلتا يك حرف يوناني به شكل مثلث است )
بيابان ( Desert ) : يك سرزمين خيلي خشك را بيابان مي نامند .
دون ( Dune ) : يك تپه يا برآمدگي است كه از ماسه ساخته شده ،‌دونها به وسيله باد ايجاد          مي شوند و هميشه در حال تغيير هستند .
نيمكره شرقي ( Eastern Hemisphere ) : نيمكره شرقي شامل : افريقا ، آسيا ، استراليا و اروپا است .
خط استوا ( Equator ) : خط استوا دايره فرضي به دور زمين در فاصله بين دو قطب شمال و جنوب است .
مصب ( Estuary ) : مصب محلي است كه رودخانه به دريا يا اقيانوس مي رسد .
فيورد ( Fjord ) : فيورد باريكه طويلي از دريا است كه ديواره هاي آن صخره هاي با شيب تند هستند .
نقشه جنگل (Forestry map  ) : نقشه جنگل ، نقشه اي است كه دانسيته ، نوع ، اندازه و ارزش درختان در نواحي آن مشخص شده است .
جغرافي ( Geography ) : جغرافي مطالعه سطح زمين است .
نقشه زمين شناسي ( Geologic map ) : يك نقشه زمين شناسي نقشه اي است كه ساختار و تركيب اشكال زمين مثل وجود كاني ها و انواع سنگ ها ، گسل هاي زلزله ، آب هاي زير زميني و نواحي زمين لغزش در آن نشان داده شده است .
ژئومورفولوژي ( Geomorphology ) : مبحثي در علوم است كه درباره چگونگي تشكيل شكل سطح زمين ( و ديگر سيارات )‌ بحث مي كند .
ژيزر (‌geyser  ) : ژيزر يك چشمه آب گرم طبيعي است كه گاهي آب و بخار از آن به روي زمين فوران مي كند .
سيستم مختصات جغرافيايي ( Geographical Coordinade System ) : يك سيستم مختصات جغرافيايي سيستمي است كه از طول و عرض جغرافيايي براي نشان دادن نقاط روي سطح كروي استفاده مي كند .
گلايزر ( Glacier ) : گلايزر حركت آهسته رودخانه يخ است .
جي پي اس ( GPS ) : جي پي اس مختصر عبارت سيستم مكان يابي كروي است . دستگاه جي پي اس طول و عرض جغرافيايي دقيق را به شما مي گويد (اطلاعات را از ماهواره ها دريافت مي كند)
خليج ( gulf ) : بخشي از اقيانوس ( يا دريا ) است كه قسمتي از آن توسط خشكي احاطه شده و بزرگتر از تنگه ( bay ) است .
تپه ( hill ) : تپه يك ناحيه برآمده است .
پوسته يخي ( ice shelf ) : پوسته يخي يك تيغه ضخيم از يخ شناور نزديك سطح زمين است .
خط تاريخ بين المللي ( International Date Line ) : خط تاريخ بين المللي
( IDL ) يك خط فرضي جنوب – شمال ( در نصف النهار هجدهم ) در اقيانوس آرام است كه در آن تاريخ عوض مي شود در شرق IDL تقويم يك روز جلوتر از غرب آن است . IDL واقعي يك خط مستقيم نيست و اطراف نواحي پر جمعيت بصورت زيگزاگ در مي آيد .
جزيره ( island ) : جزيره بخشي از خشكي است كه توسط آب احاطه شده است .
تنگه ( isthmus ) : تنگه نوار باريكي از خشكي است كه دو خشكي بزرگ را به هم متصل مي كند و دو طرف آن آب است .
كليد ( key ) : كليه نقشه ( يا راهنما )‌ يك جدول كوچك در نقشه است كه سمبل هاي استفاده شده در نقشه را معرفي مي كند .
لاگون ( Lagoon ) : لاگون ، آب كم عمق است كه در طول ساحل با باريكه اي از خشكي يا تپه زير آبي از اقيانوس جدا مي شود .
لندمارك ( land mark ) : لند مارك هر اثر تاريخي يا طبيعي ( مثل درياچه يا كوه ) كه براي تعيين محل و موقعيت يابي به كار مي رود .
عرض جغرافيايي ( Latitude ) : عرض جغرافيايي فاصله زاويه اي شمالي يا جنوبي يك مكان مشخص از خط استوا است . عرض جغرافيايي استوا صفر درجه است عرض جغرافيايي قطب شمال نود درجه شمالي و عرض جغرافيايي قطب جنوب ، نود درجه جنوبي است .
راهنما ( Legend ) : راهنماي يك نقشه ( كه كليد نيز ناميده مي شود ) يك جدول كوچك است كه سمبل هاي استفاده شده در نقشه را توضيح مي دهد .
طول جغرافيايي ( Longidtude ) : طول جغرافيايي فاصله زاويه اي شرقي يا غربي يك مكان مشخص از خط شمال – جنوبي است كه از گرينويچ انگلستان مي گذرد . در گرينويچ انگلستان ، طول جغرافيايي صفر درجه است . و هر چه كه از گرينويچ به شرق يا غرب دورتر برويد طول جغرافيايي زياد مي شود . جزاير ميدوي ( Midway ) در اقيانوس آرام طول جغرافيايي 180 درجه (‌ درست نقطه مخالف گرينويچ در روي كره ) دارند .
نقشه ( map ) : نمايش ترسيمي يك محل است . انواع مختلف نقشه براي استفاده هاي مختلف وجود دارد . در واقع نقشه نمايش دو بعدي از يك دنياي سه بعدي است . نقشه هاي مختلف دقتهاي متفاوتي در ترسيم ناحيه براي اشكال پديده ها ، فواصل و جهات جغرافيايي دارند .         نقشه هايي كه به دقت يك ناحيه را نشان مي دهند نقشه هاي معادل ناميده مي شوند .( يك مثال نقشه مخروطي معادل آلبرس است ) . نقشه هايي كه شكل موضوعات را كاملاً‌ منعكس مي كنند نقشه تطبيقي ناميده مي شوند . نقشه هايي كه فاصله بين نواحي را به درستي نشان مي دهند نقشه هاي ( equi-distant ) هم فاصله ناميده مي شوند ( توجه داشته باشيد كه فاصله بين دو نقطه در روي نقشه خط مستقيم نبوده و يك منحني است ) نقشه هاي جهت يابي نيازمند قطب نماي صحيح هستند كه بر روي نقشه ( شبيه نقشه mercator ) رسم شده باشد .
تصويرسازي نقشه ( map projections ) : راههاي زيادي براي ترسيم نقشه ها وجود دارد . نقشه يك رسم دو بعدي از سطح منحني ( يك كره ) است . يك نقشه از همه نظر نمي تواند درست باشد . روش ترسيم نقشه را تصويرسازي مي نامند زيرا كارتوگراف ها سطح سه بعدي را به يك نقشه دو بعدي تبديل مي كنند . انواع مختلف تصويرسازي استفاده هاي مختلفي وجود دارد. بعضي تصويرسازي ها جهات را مدنظر دارند . اما ناحيه ها را بد نشان مي دهند . ( شبيه تصويرسازي رابينسون ) .
مقياس نقشه ( map scale ) : مقياس نقشه نسبت بين فاصله بين دو نقطه روي نقشه در مقايسه با فاصله واقعي بين همان دو نقطه در روي زمين است .
مرداب ( ‌ marsh ) : يك نوع آب شيرين يا شور يا آب شور مزه مناطق مرطوب است كه در طول رودخانه ، تالاب ، درياچه ها يا سواحل پيدا مي شوند . و گياهان مرداب به سمت بيرون آب رشد مي كنند .
تصويرسازي مركاتور ( Mercator Projection ) : تصوير مركاتور نوعي نقشه چهارگوش ( يك تصويرسازي استوانه اي ) است كه جهات را به درستي نشان داده ( خطوط طول و عرض جغرافيايي بصورت خط مستقيم هستند ) اما ناحيه ها به درستي تصوير نشده اند ( براي مثال     قطب ها بزرگتر از اندازه واقعي هستند ) تصويرسازي مركاتور براي جهت يابي مناسبند . گرادوس مركاتور براي اولين بار تصويرسازي استوانه اي را براي جهت يابي در سال 1569 به كار برد .
نصف النهار ( meridian ) : يك نصف النهار يك كمان دايره اي ( يك دايره بزرگ ) از طول جغرافيايي است كه به قطب هاي شمال و جنوب متصل بوده و تمام نقاطي را كه همان طول جغرافيايي را دارند به هم متصل مي كند . اولين نصف النهار ( طول جغرافيايي صفر ) از گرينويچ انگلستان مي گذرد .
مزا ( mesa ) : مزا يكي از اشكال سطح زمين است كه بصورت يك برآمدگي با ديواره هاي با شيب هاي تند در يك زمين مسطح است و معمولاً‌ در مناطق خشك بوجود مي آيد .
تصويرسازي مالويد ( Mollweide Projection ) : تصويرسازي مالويد نوعي از نقشه تصوير شده سينوسي است كه در آن تمام سطح كره زمين در يك بيضي نشان داده شده است . خطوط عرض جغرافيايي موازي استوا بوده اما طول جغرافيايي بصورت منحني هستند در نتيجه يك روش براي حداقل كردن خطا است بيشترين خطا در لبه هاي بيضي است . اين نوع تصويرسازي در سال 1805 توسط كارل مالويد ابداع شد .
كوه ( Mountain ) : كوه يك مكان بسيار مرتفع – مرتفع تر از تپه – بر روي زمين است . بلندترين كوه در روي زمين كوه اورست است .
نيمكره شمالي ( Northern Hemisphere ) : نيمكره شمالي ، نيمه اي از كره زمين است كه در شمال خط استوا قرار دارد .
قطب شمال مغناطيسي ( North Magnetic Pole )‌ : قطب شمال مغناطيسي نقطه اي در نيمكره شمالي زمين است كه عقربه كمپاس هميشه آن را نشان مي دهد . در قطب شمال مغناطيسي عقربه كمپاس عمودي مي ايستد . در حال حاضر اين نقطه در شمال كانادا است ( مكان قطب شمال مغناطيسي هميشه در حال تغيير است ) .
قطب شمال ( North Pole )‌ : قطب شمال نقطه اي در نيمكره شمالي است كه دورترين نقطه است و از استوا نود درجه فاصله دارد .
واحه ( Oasis ) : مكاني در بيابان است كه آب دارد و حاصلخيز است .
اقيانوس ( Ocean ) : اقيانوس حجم بزرگي از آب شور است كه قاره ها را احاطه كرده است ، اقيانوسها بيشتر از دو سوم سطح كره زمين را مي پوشانند .
تصويرسازي ارتوگرافي ( Orthographic Projection ) : تصوير ارتوگرافي نوعي نقشه است كه اصولاً ( يكطرف )يك كره را ترسيم مي كند . در اين نقشه نواحي بيشترين خطا را داشته اما يك كره را به خوبي نشان مي دهد .
تصويرسازي ارتوفانيك ( Orthophanic Projection ) : تصويرسازي ارتوفانيك ( به معني عملكرد صحيح ) همان تصويرسازي رابينسون است و نوعي از نقشه هاي با كاربرد وسيع است كه زمين را روي يك بيضوي مسطح نشان مي دهند در اين تصويرسازي كاذب استوانه اي ، خطوط عرض جغرافيايي موازي با استوا بوده اما طول جغرافيايي به صورت كمانهاي بيضوي هستند . در تصويرسازي رابينسون ، نواحي به دقت نشان داده شده اند . اما فواصل و جهات جغرافيايي داراي خطا هستند ( براي مثال خطوط قطب نما به صورت منحني ميباشند )‌ اين نوع از تصويرسازي براي اولين بار در سال 1963 توسط آرتور رابينسون اختراع شد .
مدار ( Parallel ) : مدار ( عرض جغرافيايي ) خطي از نقشه است كه تصويري از يك دايره     شرقي – غربي است كه روي كره زمين روي يك صفحه موازي با سطح در برگيرنده استوا رسم مي شود.
شبه جزيره ( Peninsula )‌ : قسمتي ازخشكي است كه از سه طرف توسط آب احاطه شده است .
نقشه فيزيكي ( Physical map ) : نقشه فيزيكي ، نقشه اي است كه اشكال فيزيكي طبيعي يك ناحيه مثل كوهها ، درياچه ها و رودخانه ها را نشان مي دهد .
دشت ( Plain )‌ : سرزمين مسطحي است كه تغييرات ارتفاعي آن كم است .
تصويرسازي مسطح ( Planar Projection ) : تصويرسازي مسطح يك نوع نقشه است كه جزئيات كره در يك صفحه ( يك سطح مسطح ) تصوير شده و يك نقشه چهارگوش را ايجاد           مي كند نقشه هاي استوانه اي به سمت لبه ها بيشترين خطا را دارند .
نقشه پلانيمتري ( Planimetric Map ) : نقشه اي است كه فقط وضعيت افقي اشكال ( و نه وضعيت عمودي ) آنها را نشان مي دهد مثل ارتفاع در نقشه هاي توپوگرافي .
فلات ( Plateau ) : يك ناحيه مرتفع و مسطح زمين است كه از زمينهاي پيرامون خود مرتفع تر است .
نقشه سياسي ( Political Map ) : نقشه اي است كه اشكال فرهنگي مثل مرزهاي سياسي كشورها ايالت ها ، استانها و شهرستانها را نشان مي دهد .
حوضچه ( Pond ) : حجم كوچكي از آب است كه با خشكي محاصره شده و از درياچه كوچكتر است .
چمن زار ( Prairie ) : زمين مسطح و نسبتاً وسيعي است كه با علف پوشيده شده و فقط تعداد كمي درخت دارد .
نصف النهار مبدأ ( Prime Meridian ) : نصف النهار مبدا ( طول جغرافيايي صفر درجه )         نصف النهاري است كه از گرينويچ انگلستان مي گذرد .
تصويرسازي ( Projection ) : نمايش يك چيز به صورت چيز ديگري است . مثلاً سطح سه بعدي منحني مثل سطح زمين به صورت نقشه دو بعدي مسطح نمايش داده مي شود . سه نوع اصلي تصويرسازي عبارتند از : استوانه اي ، مخروطي و مسطح .
چهارگوش ( quadrangle ) : يك چهارگوش ناحيه اي چهار پهلو است كه توسط دو سري خطوط ( موازي ) عرض جغرافيايي و دو سري خطوط طول جغرافيايي ( نصف النهار ) در يك نقشه احاطه شده است .
سلسله ( range ) : يك سلسله زنجيره اي از كوهها ويا ارتفاعات بلند است .
ريف ( reef ) : رشد زير آبي مرجانها در نزديكي سطح آب رديف را بوجود مي آورد .
نقشه برجسته ( relief map ) : نقشه برجسته يك نقشه توپوگرافي است كه در آن رنگهاي مختلف و سايه ها براي نشان دادن ارتفاعات مختلف به كار مي رود .
مخزن ( Reserrior ) : مخزن ، درياچه ساخته دست بشر است كه براي ذخيره آب به كار        مي رود .
رودخانه ( river ) : حجم بزرگي از آب جاري است كه معمولاً به دريا يا اقيانوس مي ريزد .
نقشه راه ( road map )‌ : نقشه راه ، بزرگراههاي اصلي و فرعي ، شهرهاي بزرگ و كوچك را نشان مي دهد اين نوع نقشه توسط مسافران جاده به كار مي رود و اغلب اوقات اطلاعات مفيد ديگري مثل محل پارك و يا كمپ ها را به مسافران نشان مي دهد .
تصويرسازي رابينسون ( Robinson Projection ) : تصويرسازي رابينسون نوع پركاربردي از نقشه است كه در آن زمين داخل يك بيضي با سطوح مسطح فوقاني و تحتاني نشان داده مي شود در واقع در داخل يك استوانه كاذب ، در اين تصويرسازي خطوط عرض جغرافيايي موازي استوا بوده اما همين خطوط به صورت كمانهاي بيضوي هستند . در تصويرسازي رابينسون نواحي به درستي نمايش داده مي شوند اما فواصل و جهات داراي خطا هستند . ( براي مثال خطوط قطب نما به صورت منحني هستند ) اين نوع تصويرسازي اولين بار در سال 1963 توسط رابينسون ابداع شد كه به آن تصويرسازي ارتوفانيك ( به معني نمايش صحيح ) نيز مي گويند .
مقياس ( scale ) : مقياس نسبت فاصله دو نقطه روي نقشه به فاصله همان دو نقطه روي زمين  است .
دريا ( sea ) : حجم بزرگي از آب شور است كه معمولاً به اقيانوس متصل است . دريا ممكن است از يكطرف و يا از همه جهات توسط خشكي احاطه شود .
سطح تراز دريا ( Sea Level ) : سطح تراز ، ارتفاع دريا يا اقيانوس است .
تصويرسازي سينوسئيدال ( Sinusoidal Projection ) : يك نوع از تصويرسازي نقشه است كه در آن خطوط عرض جغرافيايي موازي استوا بوده و خطوط طول جغرافيايي بصورت منحني هايي در اطراف نصف النهار مبدأ هستند .
تنگه يا بغاز ( sound ) : بخشي از دريا يا اقيانوس است كه موازي خط ساحلي است و اغلب اوقات توسط جزاير نزديك به هم از خط ساحلي جدا مي شود .
منشأ ( Source ) : نقطه آغازين رود را منشأ رود مي نامند .
نيمكره جنوبي ( Southern Hemisphere )‌ : نيمه اي از كره زمين كه در جنوب خط استوا است .
قطب جنوب مغناطيسي ( South Magnetic Pole ) : قطب جنوب مغناطيسي نقطه اي در نيمكره جنوبي زمين است كه عقربه قطب نما آن را نشان مي دهد در اين نقطه عقربه بصورت عمودي مي ايستد . در حال حاضر اين نقطه در ساحل قاره قطب جنوب است ( و محل آن دائم در حال تغيير است ) .
قطب جنوب ( south pole ) : نقطه اي در نيمكره جنوبي زمين است كه جنوبي ترين نقطه است و فاصله آن از استوا 90 درجه جنوبي است .
باريكه ( Strait ) : حجم باريكي از آب است كه دو حجم بزرگ آب را به يكديگر وصل مي كند .
باتلاق ( Swamp ) : يك نوع زمين مرطوب با آب شيرين است كه زمين گلي و اسفنجي با آب فراوان دارد و درخت و بوته زيادي در آن مي رويد .
نقشه توپوگرافي ( Topographic map ) : نقشه اي است كه در آن ارتفاع نقاط نشان داده شده است .
شاخه فرعي ( Tributary ) : نهر يا رودخانه اي است كه به داخل رودخانه بزرگتر مي ريزد .
رأس سرطان ( Tropic of cancer ) : خط فرضي از عرض جغرافيايي در 23 درجه و سي دقيقه شمال است .
رأس الجدي ( Tropic of Capricorn ) : خطي فرضي در عرض 23 درجه و سي دقيقه جنوبي است .
مدارات ( Tropics ) : ناحيه استوايي گرم بين رأس سرطان و رأس جدي است .
تندرا ( Tundra )‌ : ناحيه بي درخت سرد ،‌ با سردترين شرايط
آبشار ( Water fall ) : زماني كه رودخانه با بيشترين شيب جاري مي شود آبشار درست         مي شود . 
نقشه هواشناسي ( Weather map ) : نقشه اي است كه شرايط آب و هوايي را در يك دوره زماني نشان مي دهد اين نقشه ها ، طوفانها ، جبهه ها ، دما ،‌ باران ، برف ، تگرگ ، مه ، … را نشان مي دهد .
دره ( Valley ) : منطقه پست بين دو كوه است .
آتشفشان ( Volcano ) : يك شكاف كوه مانند در پوسته زمين است . وقتي آتشفشان فوران        مي كند ، لاوا ، خاكستر و گازهاي داغ از اعماق زمين بيرون مي ريزد .
نيمكره غربي ( Western Hemisphere ) : نام ديگري براي آمريكا ( يا ينگه دنيا )‌ است .
سرزمين مرطوب ( Wetland ) : ناحيه اي از زمين است كه اغلب مرطوب است و خاك آن اغلب اكسيژن كمي دارد . و گياهان آن به زندگي در خاك مرطوب خو گرفته اند ،انواع مختلف آن شامل:
swap , slough , fen , bog , marsh , moor , muskey , peatland , bottomland , delmarra , mire , wet meadow , riparian
تصويرسازي سه تايي وينكل ( Winkel Tripel Projection ) نوعي از نقشه هاي تصويرسازي شده به روش استوانه كاذب است كه هر دو خطوط طول و عرض جغرافيايي به صورت منحني هستند . اين روش در اواخر دهه 1990 توسط انجمن بين المللي جغرافي رواج يافت ( جايگزين روش رابينسون شد )